به گزارش سراج24، پیروزی معنادار لاریجانی از عارف در رقابت بر سر کرسی ریاست ساختمان بهارستان و کسب اکثریت کرسیهای هیئت رئیسه مجلس توسط اصولگرایان، بهانهای شد تا به بررسی سازوکارهای پیش و پس از انتخابات 7 اسفند بپردازیم؛ انتخاباتی اصلاح طلبان آن را حماسه نامیدند و به سرعت اعلام پیروزی کردند، اما در کمتر از سه ماه، با برگشتن ورق در داخل مجلس، شرایط به کلی تغییر کرد.
به همین منظور در این راستا با صادق محصولی، وزیر اسبق کشور و عضو فعلی شورای مرکزی جبهه پایداری به گفتگو نشستیم.

* با توجه به اینکه اصلاح طلبان در رسانههای و فضای عمومی و اجتماعی حرف از پیروزی میزدند، چه اتفاقی افتاد که آنها بعد از سه ماه از انتخابات هفتم اسفندماه، هیئت رئیسه مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی را با اختلاف آراء بسیار بالا واگذار میکنند؟
در این راستا عوامل مختلفی را می شود بر شمرد، یکی این است که معمولا در جبهه اصلاح طلبان فضای رسانه ای و روانی غلبه بیشتری نسبت به اصولگرایان دارد؛ یعنی سران اصولگرا در مقایسه با سران اصلاح طلب، خیلی دنبال ایجاد فضای روانی برای بدنه اجتماعی شان نیستند، بر عکس اصلاح طلبان همیشه اینطور هستند.
به عبارت دیگری همین را می شود از پایین به بالا هم گفت، بدنه اجتماعی اصولگرایان زودباور نیستند و تجزیه و تحلیل بیشتر و عمیق تری میکنند، با موج نمی آیند و بروند؛ نسیبت به هواداران اصلاح طلبان سیاسی تر هستند.
بادکنک توهم "ما بردیم" در صورتی که قرار بر انتخاب هیات رئیسه نبود، به این راحتی ها نمی ترکید، و این دقیقا شبیه به همان توهم "ما بیشماریم" سال 88 بود.
طبیعتا رسانه ها و گروه رهبری اصلاح طلبان هم میتوانند از این فضا استفاده کنند در جهت اعمال نظراتشان بر بدنه اجتماعی شان.
علی رغم اینکه دوستان اصولگرا در بدنه هم می گفتند که به چه استدلالی میگئید ما برنده شدهایم؟ علی رغم اینکه استدلال قوی نداشتند، اما این را ابراز می کردند. منتهی دلیل دیگرش توجه بیشتر از حد به انتخابات تهران بود.
این موضوع جدیدی نبود. قبلا نیز چنین اتفاقی افتاده بود؛ حتی در سال 88 هم که بنده وزیر کشور بودم، گفتم که در تهران، نامزد اصلاح طلبان بیشتر رای آورده است، همان هم اعلام شده است، در جاهای دیگر، طور دیگر شده است و همان هم اعلام شده است.

اینکه نامزد اصلاح طلبان در تهران رای بیشتر بیاورد، مسبوق به سابقه بوده و چیز جدید نیست، اما اینکه ما بیاییم و این را همیشه مبانی قضاوت برای کل کشور قرار دهیم منشاء دموکراسی دارد.
رای تهران هم مانند سایر نقاط کشور، کمی است و شمارش میشود، کیفی نیست که فرقی داشه باشد.
یا مثلا نامزدی که از تهران برای مجلس رای میآورد در صحن علنی یک رای دارد، نامزدی که از یکی از روستاهای شهرستانهای کشور رای میآورد نیز یک رای دارد. این طور نیست که بگویند ضریب و وزن بیشتر یا کمتری دارد.
اما کمی مغرور به پیروزی که در تهران بدست آوردند، شدند.
از همه اینها مهمتر این است که خود سران اصلاح طلبان متوجه بودند که پیروز نشدند و علی رغم اینکه می دانستند، این فضا را ایجاد کردند.
وقتی که به تاریخچه این انتخابات برگردیم، مخصوصا به اولین مجلس بعد از اولین دولتی که در هر دوره سر کار آمده است، معمولا با این مواجه هستیم که اولین مجلسی که بعد از حدود 3-4 سال روی کار آمدن هر دولتی که سر کار میآید، با نسبت قابل توجهی اکثریت مجلس را آن گرایش سیاسی (گفتمان دولت حاکم) بدست میآورد.
ولی در اینجا وقتی که دیدند این امر حاصل نشده است سعی کردند با فضای روانی و ایجاد تبلیغاتی که دران راستا راه اندختند، خودشان را پیروز قلمداد کنند تا این شکست کمتر بروز پیدا کنند.
البته منظورم از شکست، این نیست که اصلاح طلبان مطلقا شکست خوردند یا اصولگرایان مطلقا پیروز شدند؛ در واقع عدم پیروزی قاطع در مجلس بعد از اولین دولت، با توجه به اینکه قبلا این اتفاق نیفتاده بود، شکست به حساب میآمد.
این اثرش را روی انتخابات ریاست جمهوری دور بعد خواهد گذاشت؛ یعنی ریاست جمهوری آینده طبیعتا متاثر از این نتیجه انتخابات خواهد بود. این نشان میدهد که نظر مردم درباره دولت چیست و آیا بر همان اساس به نمایندگانی که نماینده گفتمان دولت هستند رای میدهند یا نه!
دولت با 50 درصد رای دهندگان روی کار آمد، حال اگر لاین 50 درصد نیز کاهش پیدا کرده است، نشان دهنده این است که دولت با فرصت های بسیار زیادی که برای خدمت و جلب توجه مردم داشته است، نتوانسته از آن استفاده کند.
از این جهت می گویم که ما پیروزی دولت ها در خدمت رسانی به مردم، پیروزی و موفقیت نظام میدانیم، دوست داریم هر دولتس که موافق یا بر خلاف میل ما بر سر کار آمد، مردم بتوانند از آن بهرهمند شوند.
البته وظیفه خود میدانیم که در جای مناسب و لازم، دولت نقد هم بکنیم؛ چه طرفدار دولت باشیم و چه نباشیم.
سران اصلاح طلب از نتیجه انتخابات کاملا آگاه بودند و میدانستند که شکست حاصل شده است اما برای اینکه میخواستند بدنه اجتماعی را راضی نگه دارند و برای انتخابات بعدی کمی سرپوش بگذارند، باعث شد تا حرف از برد و پیروزی بزنند و موضوع «حماسه 7 اسفند» را مطرح کنند.
بارها هم از طرف دوستان به آنها گفته شد که صبر کنید مجلس تشکیل شود تا معلوم شود آن چیزی که میگویید به صورت خواهد بود.

* درباره هیئت رئیسه ای که انتخاب شد، نظر شما چیست؟
جبهه پایداری همانطوری که رسما هم اعلام کرد، با توجه به افرادی که رای آوردند و وارد مجلس شدند، منتظر ماند تا ببیند چه کسانی نامزد ریاست میشوند. البته با دیگر دوستان اصولگرا هم مشورتهایی داشتیم و هماهنگیهایی صورت دادیم.
اما وقتی رسیدیم به اینکه نامزدهای اصلی باقی مانده در میدان، آقایان لاریجانی و عارف هستند، ترجیح جبهه پایداری این بود که از ریاست آقای لاریجانی حمایت کند و این به معنی این نیست که آقای عارف فاقد هرگونه صلاحیت یا آقای لاریجلانی فاقد هرگونه عیبی است. این ترجیح فقط در مقام مقایسه بود.
همچنین هماهنگی خوبی توسط این گروه هفت نفره صورت گرفت که البته بعدا 9 نفره و 10 نفره (از نماینده های منتخب اصولگرا در مجلس که برای هماهنگی انتخاب شدند) نیز انجام شد. نتیجه خوبش نیز این است که 75 درصد هیئت رئیسه از اصولگرایان هستند.
منبع:خبرنمامه دانشجویان ایران



